گرگریان گرگریان

 
گرگریان
 
 
منوی اصلی
صفحه نخـــــست
چــــاپ صفــــحه
خـــانه كردن وب
ذخـــــیره صفحه
پـست الکترونیک
بایگـــانی مطالب
در باره ی ما
 

محال گرگر طبق اسناد محکم و ثابت شده موجود محدوده بین دره دیز و کاروانسرای خواجه نظر در بین راه کلیسای سنت استپانوسو پل ضیاءالملک و روستای احمد آباد در بین راه سیه رود به علمدارگرگر را "محال گرگر " مینامیدند . اسناد مربوط به این مسئله در همین وبلاگ موجود است . با تشکر منتظر نظرات سازنده شما بیننده بزرگوار هستیم . hgsad2003@gmail.com
موضاعات
آلبوم تصاویرشهرستان جلفا تصاویری از ارس آسیاب خرابه کلیسای سنت استپانوس پارک کوهستانی آثار تاریخی اصحاب کهف بازار روس بازار آراز تصاویر دیدنی مختلف پرندگان انگشترهای زیبای طلا مدل 2011
پیوند وبلاگ
آلبوم عمومی گرگری
اخبار ارسبباران دیزمار
خوش آمدید
هادیشهر
برنامه نویسی سایت
کودکی های من
سایت تبادل لینک هوشمند
سایت تبادل لینک هوشمند
سایت تبادل لینک هوشمند
سایت تبادل لینک هوشمند
سایت تبادل لینک هوشمند
سایت تبادل لینک هوشمند
سایت تبادل لینک هوشمند
سایت تبادل لینک هوشمند
سایت دانلود قهوه تلخ و فیلم حجم کم هالیوود و بالیوود
سوگمیز -بازیهای آن لاین رایگان
با ما در webzzz
با ما در فرندفا
دلنوشته های من
سایت طلعتی
خاطرات حاجی آقا شاپوری
خبر جلفا ارسباران در مبایل شما
خبر جلفا ارسباران
وبلاگ شهرستان جلفا
حسینیه امیرالمومنین هادیشهر
شهزستان جلفا در تالارهای نیک صالحی
سایت پزشکی آزمایشگاهی جلفا
آراز اؤلکه سی
لذت زندگی
وبگردی هایم
ارسباران
انتخاب 86
آلبوم شهرستان
منیم مشق دفتریم
هادیشهر


تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان هادیشهر و آدرس hadishahr.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






 

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی


آرشیو ماهیانه
اسفند 1398
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهريور 1390
تير 1390
خرداد 1390
ارديبهشت 1390
فروردين 1390
بهمن 1389
نویسندگان
نویسندگان
پیوند وبلاگ
اخبار ارسبباران دیزمار
آنتی ویروس nod32
خوش نویسی نستعلیق
ویراستار متن فارسی
سایت برای تبدیل pdf
گنجور
سایتهای ضروری
سایتهای ضروری
سایتهای گرگری

:: تمام پیوندها ::
 
طراح قالب و کد های جاوا...

كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS

طراح قالب و کد های جاوا...

Www.LoxBlog.Com

کد های وجاوا :

ورود اعضا:


خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 48
بازدید دیروز : 106
بازدید هفته : 319
بازدید ماه : 3924
بازدید کل : 73622
تعداد مطالب : 166
تعداد نظرات : 82
تعداد آنلاین : 11

Alternative content


-

- -
View Larger Map

- free counters


با یاد و نام یکتای متعال

 

بیایید سوم شهریور را بخاطر ایستادگی و شهادت سه سرباز سرافراز ایرانی ، در مقابل قوای تا بن دندان مسلح روس در سوم شهریور 1320 "روز جلفا " نام گذاری نماییم 

نقشه راه های منتهی به هادیشهر اینجا

این وب از گذشته علمدار  گرگر مینویسد و

 و هیچ ارتباطی به شرایط فعلی

 هادیشهر (علمدار گرگر)

متحد و یکپاچه  ندارد


روز مادر مبارک

 


علت توسعه ی جلفا در خاطرات حاجی آقای حبیب الله شاپوری گرگری

حالا می پردازیم به اوضاع و احوال شهر بندری فعلی جلفا که بحث آن مشروحاً در نوشتار قبلی به اطلاع رسید مسلم است بعد از گذشت زمان و داشتن موقعیت حساس مرزی و ایجاد ساختمانها و موسسات و تشکیل ادارات دولتی بخصوص ایجاد ایستگاه راه آهن و اداره گمرک روزبروز بر توسعه و ترقی و آبادی آن و همچنین صادرات و واردات افزوده می شد قدر مسلم خود راه آهن دارای سازمان عریض و طویلی است که تا قبل از اتصال راه آهن کمتر رونقی در منطقه اصلاً مشهود نبود وجود ایستگاه راه آهن و بخصوص بعد ازاتصال آن در سال 1913 میلادی به تبریز شهر جلفا خودبخود بر وسعتش افزوده و وجود کارگران و کارکنان راه آهن و همچنین کارمندان و باربران شاغل در گمرک موجب افزایش جمعیتی و توسعه شهری گردید دیگر جای تردید نیست در کل سطح جهانی بنادر ورودی شهرها در اثر رفت و آمد و مبادلات تجاری در مرزها به تبع تاثیر موثری در وضع عمومی مناطق مذبور به جای گذاشته است و می گذارد که بندر جلفا نیز بنا به شرایط خاص زمانی و مکانی بعد از روی کار آمدن رضا شاه کبیر با برخورداری از کلیه مزایای شهری و بندری مرکز تجمع مردمی و تجار و نماینده خاص و کارکنان دولتی گردید چنانکه همزمان از سال 1305 تاسیس مدرسه ای 4 کلاسه بنام دبستان پهلوی در آن بندر عملی شد چنانکه در سالهای 1312 که نگارنده شخصاً به جلفا رفت و آمد داشتم خوب به خاطر دارم علاوه از ساختمانهای دولتی و حتی ساختمانهای احداثی حکام تزار که دقت نظر کلی در تحکیم بنای آنها به کار رفته بود که بسیار جالب و تمام مسئولین در آنها سکونت داشتند و همچنین بازار بسیار خوب و زیبا به شکل بازارهای فعلی قبلاً از طرف ارباب محل حسن آقای گنجه ای احداث شده بود و تنها مشکل قابل توجه محل تامین آب مشروب ساکنین آنجا بوده است ناگفته نماند عامل  عمده ی توسعه شهری ایجاد و اتصال راه آهن و اداره گمرک جلفا بود تا حدی که این محل دارای موسسات بهداشتی و قرنطینه و ارتشی و دارایی و بهداری و به قدری بر آبادی آن افزوده شده بود که محل گردشگاه و تفرجگاه عمومی خصوصاً کارکنان دولتی در ایام تعطیلات هفته بود وسیله نقلیه و مسافری که همان قطار راه آهن باشد در روزهای شنبه و چهارشنبه سر ساعت صبح از تبریز به جلفا و روزهای یکشنبه و پنجشنبه هر هفته هم از جلفا به تبریز مسافر پیاده و سوار می نمود و بقیه روزها هم به بارگیری و حمل محمولات تجارتی می پرداخت خوب به خاطر دارم که بلیط مسافری هر نفر با قطار راه آهن از جلفا به تبریز یک تومان و همچنینی برگشت هم به همین قیمت بود که روزهای شنبه و چهارشنبه که مسافر در ایستگاهها پیاده شب را در جلفا بیتوته و یکشنبه و پنجشنبه هم از جلفا مراجعت می نمود خلاصه این وضع با توسعه مطلوب تا آخرین روز یکشنبه دوم شهریور 1320 ادامه داشت گفتنی است که قبل از قائله شهریور 1320 محمولات صادراتی از طرف ایران در چند واگن بارگیری و توسط خود مامورین راه آهن ایران در جلفای روس تحویل می شد و همچنین محمولات وارده هم از روسیه و سایر ممالک توسط مامورین راه آهن روسیه در ایستگاه راه آهن جلفای شمال بارگیری و پس از جمل به ایران درایران تحویل و تخلیه می شد.

ادامه مطلب را بخوانید


هفته معلم و گارگر گرامی باد

 


قسمت دیگری از خاطرات حاجی آقا حبیب الله شاپوری گرگری (علل توسعه جلفا)

حالا می پردازیم به اوضاع و احوال شهر بندری فعلی جلفا که بحث آن مشروحاً در نوشتار قبلی به اطلاع رسید مسلم است بعد از گذشت زمان و داشتن موقعیت حساس مرزی و ایجاد ساختمانها و موسسات و تشکیل ادارات دولتی بخصوص ایجاد ایستگاه راه آهن و اداره گمرک روزبروز بر توسعه و ترقی و آبادی آن و همچنین صادرات و واردات افزوده می شد قدر مسلم خود راه آهن دارای سازمان عریض و طویلی است که تا قبل از اتصال راه آهن کمتر رونقی در منطقه اصلاً مشهود نبود وجود ایستگاه راه آهن و بخصوص بعد ازاتصال آن در سال 1913 میلادی به تبریز شهر جلفا خودبخود بر وسعتش افزوده و وجود کارگران و کارکنان راه آهن و همچنین کارمندان و باربران شاغل در گمرک موجب افزایش جمعیتی و توسعه شهری گردید دیگر جای تردید نیست در کل سطح جهانی بنادر ورودی شهرها در اثر رفت و آمد و مبادلات تجاری در مرزها به تبع تاثیر موثری در وضع عمومی مناطق مذبور به جای گذاشته است و می گذارد که بندر جلفا نیز بنا به شرایط خاص زمانی و مکانی بعد از روی کار آمدن رضا شاه کبیر با برخورداری از کلیه مزایای شهری و بندری مرکز تجمع مردمی و تجار و نماینده خاص و کارکنان دولتی گردید چنانکه همزمان از سال 1305 تاسیس مدرسه ای 4 کلاسه بنام دبستان پهلوی در آن بندر عملی شد چنانکه در سالهای 1312 که نگارنده شخصاً به جلفا رفت و آمد داشتم خوب به خاطر دارم علاوه از ساختمانهای دولتی و حتی ساختمانهای احداثی حکام تزار که دقت نظر کلی در تحکیم بنای آنها به کار رفته بود که بسیار جالب و تمام مسئولین در آنها سکونت داشتند و همچنین بازار بسیار خوب و زیبا به شکل بازارهای فعلی قبلاً از طرف ارباب محل حسن آقای گنجه ای احداث شده بود و تنها مشکل قابل توجه محل تامین آب مشروب ساکنین آنجا بوده است ناگفته نماند عامل  عمده ی توسعه شهری ایجاد و اتصال راه آهن و اداره گمرک جلفا بود تا حدی که این محل دارای موسسات بهداشتی و قرنطینه و ارتشی و دارایی و بهداری و به قدری بر آبادی آن افزوده شده بود که محل گردشگاه و تفرجگاه عمومی خصوصاً کارکنان دولتی در ایام تعطیلات هفته بود وسیله نقلیه و مسافری که همان قطار راه آهن باشد ........


چهارمین قسمت از گفتگوی آقای محمودی با سرزمین ارس
ادمین ها :
آقای محمودی بهداری چگونه ساخته شد ؟(از ملا خداویردی هم کمی صحبت کنید.)
جناب آقاي محمودی:
ملا خداویردی از پزشکان بومی این منطقه بود.در واقع بیماری ها هم مثل بیماری های امروزی نبود مثلا :سرطان ،زونا و... وجود نداشتند.بیماریهایی مثل تب نوبi (قیز دیرما)رواج داشتند.داروی این بیماری هم گنه گنه بود،این دارو هم به صورت قرص وجود داشت و هم یه بسته باز این دارو بسیار تلخ بود.
آقای ملا خداویردی هنگام مصرف این دارو به بیماران خود گنه گنه را لای کاغذ سیگار (پاپیروس) قرار می داد و به بیماران خود می گفتند که زود آن را قورت دهند.
اما بعدها همین قرص از آسمان وارد ایران شد که روی آن قرص ها دارای پوش مناسبی بود که در مدرسه ها توزیع می شد.که هر روز یک عدد به مصرف دانش آموزان می رسید.
ادمین ها :
پس در آن زمان بیماریهایی مثل سرخک و خروسک هم وجود داشتند در سته؟
جناب آقاي محمودی :
بله هم بیماری سرخک و هم بیماری خروسک رایج بودد که در واقع من خودم هم دچار این بیماری شده بودم که به صورت مایه کوبی درمان شدم.
ادمین ها :
مهارت ملا خداویردی در چه حدی بود ؟
جناب آقاي محمودی :
ملا خداویردی کتابهایی داشت که از آنها استفاده می کرد.که این کتاب ها هم از پدر آقای میر مسعود (اسم مستعار )به جای مانده بود .که پدر آقای میر مسعود دو برادر بودند که یکی از آنها دکتر بود و دیگری روحانی

 


برچسب‌ها:
خاطره ها
ادامه مطلب


قسمت دیگری از خاطرات حاجی آقای شاپوری گرگری

قسمت دیگری از خاطرات حاجی آقای شاپوری گرگری
چون بحث ما راجع به شناساندن جلفا و سوابق تاریخی و ریشه ای آن بود چه باید کرد به قول مثل معروف الکلام یجر الکلام سخن به درازا کشید با عرض معذرت اشاره چند نکته دیگر را که در شناساندن کلمه ی جلفا و سابقه ی آن تاثیر می باشد به این نکته اشاره کنم برای اثبات مدعای خود در اینکه بافنده را جلفا می گویند مشخص است در طرف شرق هادیشهر قریه ای است به نام سیه سران که دارای مردمان سخت کوش و پر تلاش و هوشیار که اکثر کسب و کار آنان از راه بافندگی بوده است بدین منظور که آنان پنبه های نوبت سوم و چهارم را که از مرغوبیت ممتاز برخوردار نبوده اند از محله ی جنوبی هادیشهر فعلی که سابقاً گرگر نامیده می شد و اهالی آن اکثراً به کاشت و برداشت محصول پنبه دانه اشتغال داشتند پنبه دانه های درجه اول و دوم ممتاز خود را به تجار شمال شهر که سابقاً علمدار نامیده می شد به قیمت گزاف می فروختند و نوبت سوم و چهارم را اکثر ساکنین سیه سران می خریدند و از آن کرپاس تهیه و به فروش می رسانیدند نفع کلانی عادیشان می شد مسلم است که اینان که پنبه دانه را می خریدند اول با دستگاهی که آن را در زبان محلی جیرق می گفتند دانه را از پنبه سوا می کردند سپس پنبه را با دستگاه مخصوصی که آن را هم در محل حلاج می گفتند باز می نمودند که برای ریستن آسان شود همان پنبه ی حلاجی شده را هم در دستگاهی که در محل آن را جهره که همان دوک می باشد تبدیل به نخ می نمودند و همان نخ را هم با دستگاه مخصوص دیگر به کرپاس تبدیل و دربازرهای تبریز در معرض فروش می گذاشتند به طور کلی آن افرادی که دارای همه این ابزار بود او را جلفا می گفتند واز اعتبار و امتیاز و شخصیت عالی برخوردار می بود و می گفتند فلانی داراری امتیاز است که او جلفا است این هم یک تعبیری از جلفا چون بحث ما در این رابطه شناساندن جلفا و سوابق تاریخی و ریشه ای آن بود که اشاره کردیم در جنوب رود ارس هیچ آبادی به نام جلفا از قدیم نبوده است اثبات مدعای ما به دلایل زیر می باشد :
1- آنانکه به تاریخ گذشته آذربایجان و احداث پل بر روی رود ارس و تاریخ آن که از مبدأ تا مصب دارای پل های متعددی است با خبر می باشند که در تاریخ قرن چهارم پلی بر روی رود ارس توسط ضیاالملک نخجوانی در نزدیک پاسگاه شاه عباس فعلی غرب جلفا زده شده است که آثار و بقایای آن فعلاً موجود است و در آن تاریخ ذکر نموده اند که این پل در غرب قلعه گرگر احداث شده در صورتی که حالا آن املاک متعلق به اهالی قریتین شجاع و شاهمار می باشد و اگر آبادی به نام جلفا بوده قطعا اشاره می شد
2- چنانکه در روزنامه های فعلی بعضاً در حل جدول ها مشاهده شده حالیه جلفا را شهری که قبرستان ندارد نام می برند که اگر اینجا قدمت تاریخی داشته باشد قبرستان هم باید بنام آن محل وجود داشته است
3- از همه بارزتر و مهمتر آنان که به کلیسا برای زیارت و گردش رفته اند مشاهده نموده اند در بالای سر در ورودی کلیسا سنگ نوشته ای است دال بر اینکه عباس میرزای قاجار ولیعهد فتحعلی شاه و فرمانده قشون ایران کلیسا و حول حوش آن که مراتع و چراگاهی متعلق به آن کلیسا را شاهزاده مرحوم از مهبل بیگ نخجوانی که مالک آن قریه بوده خریداری نموده به مبلغ 300 تومان که در سنگ نوشته* 3 صد تومان نوشته شده است و تاریخ آن سنگ نوشته هم 1247 قمری چهار سال بعد از عقد قرارداد ننگین ترکمن چای می باشد و قطعاً شاه عباس میرزا در دوره تسلط ایران قبل از قرارداد مزبور آنجا را خریداری نموده است و سندی ابتیایی دقیق و صحیح آن در موزۀ خلیفه گری ارامنه آذربایجان موجود است که در آن سند به طور مشخص به حدودآن اشاره شده که شمالاً رود ارس غربا و جنوبا ماکو و شرقاً گرگر می باشد اسمی از سایر آبادی برده نشده است .
....و اما به وجود آمدن جلفا چون بعد از شکست ایران و تعیین مرز یکی از افراد گردن کلفت اتباع شوروی به نام حسن آقا گنجه ای که در گنجه به نام محمد اوف ها مشهورند در طرف ایران دارای اربابیت چندین پارچه آبادی و حتی شجاع و حق وردی آباد و حاج گلی و زاویه و داران جزو املاک ایشان بوده البته در سایر نقاط آذربایجان هم ارباب چندین آبادی بزرگ و کوچک بوده است با توجه به اینکه در آتیه این محل به علت واقع شدن در حساس ترین نقطه مرزی پیش بینی رونق تجاری و تردد عمومی خواهد بود مبادرت به احداث بازار و چندین ساختمان در ملک خود در همین محلی که جلفا می باشد نموده بود و حتی سوابق احداث ساختمانهایی گمرک جلفا هم بر می گردد به سال 1328 هجری قمری توسط بلژیکی ها که اراضی آنها هم متعلق به اراضی و مراتع شجاع ملک اربابی همین حسن آقای گنجه ای بعد از آنکه صدور ورقه هویت شناسنامه به افراد الزامی می شود و این حسن آقا مجبور می خواهد به تبعیت ایران در آید املاک متصرفی خود در شجاع . شاهمار و حتی غنات حاج گلی و ساختمانهای احداثی خود در جلفا را به دولت واگذار می کند بدون اینکه دیناری پول دریافت کند و دولت هم با تبعیت او موافقت می نماید و سپس که در سال 1311 موضوع صدور شناسنامه به املاک و مستغلات و اراضی این منطقه بنام ناحیه 13 دهستان علمدار گرگر موافقت می گردد مستغلات احداثی در جلفا بنام جلفا با شماره 13 در دفاتر مندرج می شود در هیچ نوشته و تاریخی بوجود محلی بنام جلفا در جنوب رود ارس نبوده است همچنین آنانکه با تاریخ سر و کار دارند اگر به تاریخ سومین سفر ناصر الدین شاه به فرنگستان که در رمضان سال 1295 هجری قمری با کالسکه از تهران تا پاریس را شخصاً یادداشت نموده مطالعه کنند که بعد از آنکه از تبریز و صوفیان و مرند و گلین قیه و پس از عبور از دره دره دیز و  خیمه زدن در جنب طاحونه حاج الله وردی در طرف شرق محل خروجی دره دیز و توقف چند روزه که آماده مسافرت برای گذشتن از روی پل رود ارس می باشد اظهار می دارد که امروز به کناره رود ارس می رویم و هیچ اشاره ای به بودن جلفا نیز و همینطور با ملتزمین رکاب در محلی که از آنجا مسافرین با قایق از روی رود ارس عبور می کردند ایشان صراحتاً می نویسد که ما هم با قایق حاج خانم گرگری حاکم گرگر* که اصلا لیوارجانی است از روی رود ارس گذشتیم بنا به دلایل مزبور جلفا شهری است جدید الاحداث .


خاطرات آقای جبرائیل سراجی

 

چگونگی تشکیل صندوق علمدار به نام ( صندوق خدماتی و اجتماعی علمدار) و خدمات این صندوق در دوران فعالیتش از زبان آقای سراجی

در سال 60 با توجه به انگیزه خدمتی که برای منطقه داشتم به همراه همسرم که ایشان نیز کتابدار بودند به اینجا منتقل شدیم . یک روز با ماشین پیکانی که داشتم به همراه خانواده جهت گردش به روستای ارسی رفته بودم و عصر که به علمدار برگشتم شنیدم که اهالی برای سروسامان بخشیدن به مسائل اجتماعی و رفاهی علمدار در مسجد جامع جمع شدند و هیئتی را برای این کار انتخاب نمودند که اسم بنده را هم غیابا نوشته بودند و با بیشترین رای جزو منتخبین بودم .

ادمین ها : هیئت عمران علمدار را می گوئید

آقای سراجی : نه قبل از آن بود .

اعضا منتخب که جزو اولین شاگردانم محسوب می شدند ، آقایان یونس جراحی ، کاملی و نافذی بودند و با توجه به ریش سفیدی ام مرا به عنوان سرپرست هیئت انتخاب کردند و اسمش را صندوق خدماتی و رفاهی علمدار گذاشتیم و در بانک قرض الحسنه حسابی به همین نام باز نمودیم و اعلام کردیم که هرکس می خواهد کمکی نماید به این حساب واریز نماید . ودر مدت خیلی کم مبلغی در حدود یک میلیون و دویست هزارتومان که آن موقع مبلغ قابل توجهی بود جمع شد . و اما شرح خدماتی که توسط این صندوق انجام گرفته است .

1 –
مدرسه زینبیه در حال ساخت بود و مهندسین آن به ما مراجعه نموده و اذعان داشتند که با توجه به اینکه می خواهیم سالن مدرسه را تجهیز نمائیم ( همان سالنی که در حال حاضر در آن امتحان کنکور برگزار میشود ) و بعضی از موارد هست که نمی توانیم از بودجه در نظر گرفته شده هزینه نمائیم لذا شما میتوانید با تخصیص مبالغی ما را یاری کنید ما نیز مبلغ یکصدوپنجاه هزارتومان به عنوان علی الحساب پرداخت نمودیم ولی بعدا از ما پولی نخواستند .
2 –
جهت خرید زمین هنرستان فعلی که مبلغ سیصد هزار تومان از طرف صندوق ما پرداخت گردید و دویست هزارتومان نیز توسط صندوق مستقلی که اهالی محترم گرگر داشتند پرداخت شد .

3 –
در سال 1370 هیئتی از طرف وزارت ارشاد به ما مراجعه نمودند و متذکر شدند که مبلغ هشت میلیون تومان بودجه در اختیارمان گذاشتند اگر ملکی در اختیارمان قرار دهید در اینجا کتابخانه تاسیس می نمائیم . آنها ملکی را از خانواده آقای دولتی از اهالی روستای سیه سران به مبلغ هفتصد وپنجاه هزار تومان خریداری نموده ولی پولی از بابت آن پرداخت نکرده بودند و طی صورت جلسه ایی که به امضاء بخشدار و شهردار و امام جمعه رسیده بود صندوق ما را مکلف کرده بودند که مبلغ فوق را پرداخت نمائیم . آن زمان مقارن بود با حمله نظامی آمریکا به عراق و در داخل ایران نیز با توجه به اینکه آمریکا را مظهر کفر میدانستیم جوی حاکم بود حاکی از اینکه باید به کشور عراق کمک نمائیم و بنده شعری به همین مناسبت سرودم و دادم با خط خوش نوشته و قاب نمودم و به همراه آقایان عبدی و محمودی به دیدار امام جمعه که عازم مکه بود رفتیم ، به ایشان اطلاع دادند که یک عده از فرهنگیان به دیدار شما آمدند . و ما در دفتر کارشان با ایشان دیدار نمودیم ضمن اهدا قطعه شعر فوق جریان آن ملک را پیش کشیدم و گفتم که شما که پرداخت مبلغ مذکور را به عهده ما گذاشتید برایمان خیلی سنگین هست و نمیتوانیم همه مبلغ را بپردازیم ایشان سوال نمود که پیشنهاد شما چیست و بنده گفتم که سه قسمت کنیم یک سوم شما یک سوم علمدار و یک سوم هم گرگر پرداخت نماید درجواب فرمودند که من با یک سوم کاری ندارم ولی مبلغ دویست هزار تومان میدهم و همان موقع چک آنرا نوشتند و به آقای منصوری تحویل دادند و ایشان به حساب ما واریز نمود و مبلغ یکصد وپنجاه هزار تومان از طریق فروش حواله ی لاستیک که بخشداری جهت کمک به خرید زمین د راختیارمان قرار داده بود تهیه نمودیم هم چنین مبلغ یکصد وبیست هزار تومان توسط صندوق گرگر اهدا شد و بالاخره با هزار زحمت پول زمین را تهیه و آنرا خریداری نموده و در اختیار نمایندگان وزارت ارشاد قرار دادیم و آنها شروع به عملیات ساختمانی کردند ولی متاسفانه با توجه به اینکه در مسیر خیابان حاجی باغی بود کلیه زحمات به هدر رفت ولی بعد از بازنشستگی بنده و مراجعتم به تهران با توجه به اینکه در مورد احداث کتابخانه پرونده تشکیل شده بود لذا شهرداری ملکی را در اختیار وزارت ارشاد قرارداد و کتابخانه کنونی که خیلی هم شیک می باشد احداث گردید .

4 -
ملک کنونی مدرسه سمیه که تقریبا نصف آنرا خواهر آقای کاملی اهدا نمودند و نصف دیگر توسط صندوق هیئت ما از خواهر دیگرشان خریداری و در اختیار آموزش وپرورش قرار گرفت که سندش را نیز خودم نوشتم و همین مدرسه سمیه ساخته شد .

خلاصه با اون مبلغ خدمات قابل توجهی راانجام دادیم ولی پس از مراجعت بنده به تهران هیئت مزبور هم فعالیت آنچنانی نداشت و بعدا نیز هیئت عمران علمدار تاسیس شد که شنیدم خدمات شایانی به هادیشهر نموده است . ادامه دارد....................

در قسمت بعدی ابیاتی از مجموعه اشعاری که توسط آقای سراجی در وصف گوزلو بابا سروده شده به نظرتان خواهد رسید .


پیروزی دوچرخه سوار هادیشهری

وب سایت گرگریان شهرستان جلفا این پیروزی را به مردم قهرمان شهرستان جلفا و هادیشهر و همچنین به خانواده ی محترم آقای علیپورگرگری  تبریک میگوید و برای آقای دردائیل علیپور پیروزی های بیشتر آرزو میکند .

با آرزوی سلامتی و پیروزی : حیدر صادقی گرگری


تاریخ جلفا و کلیسا ی سنت استژانوس در خاطرات شیرین حاجی آقای شاژوری گرگری
و اما به وجود آمدن جلفا چون بعد از شکست ایران و تعیین مرز یکی از افراد گردن کلفت اتباع شوروی به نام حسن آقا گنجه ای که در گنجه به نام محمد اوف ها مشهورند در طرف ایران دارای اربابیت چندین پارچه آبادی و حتی شجاع و حق وردی آباد و حاج گلی و زاویه و داران جزو املاک ایشان بوده البته در سایر نقاط آذربایجان هم ارباب چندین آبادی بزرگ و کوچک بوده است با توجه به اینکه در آتیه این محل به علت واقع شدن در حساس ترین نقطه مرزی پیش بینی رونق تجاری و تردد عمومی خواهد بود مبادرت به احداث بازار و چندین ساختمان در ملک خود در همین محلی که جلفا می باشد نموده بود و حتی سوابق احداث ساختمانهایی گمرک جلفا هم بر می گردد به سال 1328 هجری قمری توسط بلژیکی ها که اراضی آنها هم متعلق به اراضی و مراتع شجاع ملک اربابی همین حسن آقای گنجه ای بعد از آنکه صدور ورقه هویت شناسنامه به افراد الزامی می شود و این حسن آقا مجبور می خواهد به تبعیت ایران در آید املاک متصرفی خود در شجاع . شاهمار و حتی غنات حاج گلی و ساختمانهای احداثی خود در جلفا را به دولت واگذار می کند بدون اینکه دیناری پول دریافت کند و دولت هم با تبعیت او موافقت می نماید و سپس که در سال 1311 موضوع صدور شناسنامه به املاک و مستغلات و اراضی این منطقه بنام ناحیه 13 دهستان علمدار گرگر موافقت می گردد مستغلات احداثی در جلفا بنام جلفا با شماره 13 در دفاتر مندرج می شود در هیچ نوشته و تاریخی بوجود محلی بنام جلفا در جنوب رود ارس نبوده است همچنین آنانکه با تاریخ سر و کار دارند اگر به تاریخ سومین سفر ناصر الدین شاه به فرنگستان که در رمضان سال 1295 هجری قمری با کالسکه از تهران تا پاریس را شخصاً یادداشت نموده مطالعه کنند که بعد از آنکه از تبریز و صوفیان و مرند و گلین قیه و پس از عبور از دره دره دیز و خیمه زدن در جنب طاحونه حاج الله وردی در طرف شرق محل خروجی دره دیز و توقف چند روزه که آماده مسافرت برای گذشتن از روی پل رود ارس می باشد اظهار می دارد که امروز به کناره رود ارس می رویم و هیچ اشاره ای به بودن جلفا نیز و همینطور با ملتزمین رکاب در محلی که از آنجا مسافرین با قایق از روی رود ارس عبور می کردند ایشان صراحتاً می نویسد که ما هم با قایق حاج خانم گرگری حاکم گرگر* که اصلا لیوارجانی است از روی رود ارس گذشتیم بنا به دلایل مزبور جلفا شهری است جدید الاحداث .


آخرین مطالب ...
» روز مادر مبارک
» علت توسعه ی جلفا در خاطرات حاجی آقای حبیب الله شاپوری گرگری
» هفته معلم و گارگر گرامی باد
» قسمت دیگری از خاطرات حاجی آقا حبیب الله شاپوری گرگری (علل توسعه جلفا)
» چهارمین قسمت از گفتگوی آقای محمودی با سرزمین ارس
» قسمت دیگری از خاطرات حاجی آقای شاپوری گرگری
» خاطرات آقای جبرائیل سراجی
» پیروزی دوچرخه سوار هادیشهری
» تاریخ جلفا و کلیسا ی سنت استژانوس در خاطرات شیرین حاجی آقای شاژوری گرگری
» دراین فصل چرا نو نشویم؟
» ریشه و تاریخ گرگر و گرگریان
» قسمت دیگری از خاطرات حاجی آقای شاپوری گرگری
» عروسی شاه و بهداری (5)
» خاطرات حاجی آقا شاپوری گرگری (4)
» چالوشگان آنا
» خاطرات حاجی آقا حبیب الله شاپوری گرگری (1)
» قسمت سوم گزارش اختصاصی گروه "سرزمین ارس"با آقای محمودی علمداری
» میلاد با سعادت پیامبر بزرگوار اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) مبارک باد .
» خاطرات ایوب محمودی علمداری قسمت دوم
» خاطرات ایوب محمودی علمداری
» سابقه‌ تاريخي‌ گرگر

Home | FeedBack

Copyright © 2008 LoxBlog.Com . All Rights Reserved. Translation Www.NazTarin.Com